خرید بک لینک
احتمالا همه یه ادراک پیش فرضی رو از رشد و بلوغ عقلی خودشون دارن، اما این درک پیش فرض کافی نیست! شاید اول باید دید که این چیزی که توی ذهنمون داریم چقدر درسته و چقدر میشه بر اساسش حرکت کرد.و مرحله بعدی اینه که باید بررسی کرد که چقدر میشه از اون به عنوان یه معیار برای اندازه گیری بزرگ شدنمون در رخدادها و بلایا استفاده کرد و آیا اصلا به آدم این ظرفیت رو میدن که بتونه رشد کنه یا نه.شاید این اشتباه بزرگی باشه که بگیم آدم با تجربه کسب کردن بزرگ میشه. مگه کل عمر آدمیزاد چقدره که بخواد به آزمون خطا بگذره؟ پس راه چیه؟راهش رو من اینجوری پیدا کردم که آدم باید دارای یک معیار حق باشه که بتونه بهش دید درستی بده تا بتونه به مسائل مختلف از زاویه درستش نگاه کنه. این معیار، خودش به آدم راهنمایی میده و همینطور گنجایش رشد کردن رو وجود ما ایجاد میکنه.از طرف دیگه اگه انسان در رویارویی با چیزهای مختلفی قرار نگیره، چجوری میتونه بزرگ بشه؟ درواقع قبل از اینکه با چیزهای مختلف روبرو بشه، مثل ورود بچهها به مدرسه و کلاس اول، پیش مهارتهایی رو بدست میاره و یاد میگیره. مثلا یاد گرفته که چجوری مداد دستش بگیره یا میدونه که برای چی میره مدرسه، با کتاب و دفتر و کیف و ... آشنایی داره و کاربرد هر کدومشون رو میدونه. پس وقتی وارد کلاس اول میشه، انرژیش رو برای یادگرفتن و حل مسائل مربوط به مواردی که ذکر شد نمیکنه. بلکه از اون مهارتها استفاده میکنه تا به کسب علم و یادگیری مهارتهای بیشتری بپردازه. همین مثال ساده توی همه ابعاد و هرجایی که لازم باشه که ما رشد کنیم، در مواجهه با نیازهامون و یا رسیدن به اهدافمون هم هست. وقتی هدف بزرگتری انتخاب میشه، مثل ازدواج، برای رسیدن به اون مرحله باید یه مهارتها و رشدی رو داشت تا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 11:05

یا شاهدیه روزی یکی بهم گفت، از بچه محلهاشون رفتن سوریه و شهید شدن. گفت میخواد بره سوریه...بعدش متوجه شدم نه برای اینکه بخواد از حریم حرم دفاع کنه، بلکه برای اینکه میخواست خودکشی کنه ولی یا نمیتونست یا به زعم خودش دلش میخواست که از این فرصت برای یه مرگ اعلا استفاده کنه؛ میخواست که بمیره!اما شهادت که برای مردن نیست؛ تازه اول زندگیه.شهید شدن که منجر به شهادت نمیشه؛ شهید بودن آدم رو به شهادت میرسونه. حد اعلای مرگ، شهادت نیست. بلکه حد اعلای زندگی، شهادته. اون مرتبهای که دیگه زمین گنجایش مقامت رو نداره و حیات دنیوی، پاسخگویِ قدرِ هستیِ تو نیست. حالا شمایی که داری این متن رو میخونی، بنظرت شهید هستی؟ تا حالا شده سوره قلم رو بخونی و به قلم فکر کنی؟ بنظرت بین شهید بودن و قلم ارتباطی هست؟...چجوری زندگی میکنیم یا زندگی کردیم مهم هست، اونوقت انتقال وضعیتمون به دنیای باقی رو هم میتونیم انتخاب کنیم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 11:05

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشحالم که دوباره فرصت پیدا کردم تا اینجا بنویسم

من عاشق نوشتنم

برچسب: نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:29

دهه، سده، هزاره، بیشتر از هزاره هم هست؟ کمیتهایی برای حفظ کیفیت زندگی، اما گاهی برای خیلی از آدمها کمیت میشه خود کیفیت! بجای اینکه زندگی کنند، زندگی میکنند تا فقط بگذره! برای بعضیا هم خوبیش به اینه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:29

راه امشب میبرد سویت مرا، میکشد در بند به گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون می کند، گرگ و میش چشم آهویت مرا من تو را بر شانه هایم می کشم، یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخمها زد راه بر جانم ولی، زخمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 3:29

افکار پریشان و پریشانی فکر

نمیدانم باید به چه چیزی فکر کنم که ارزش فکر کردن را داشته باشد

به کدام پدیده باید نگریست تا فکر را جمع کرد

قدرت فکر رایکجا بسیج کرد و ...

نویسنده : تقدیر

برچسب: نادانی, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

نیایش اولقسمت آخر: حمد و سپاس خداوندى را كه ما را به توبه راه نمود. و اگر پرتو فضل او نبود، هرگز بدان راه نمى يافتيم. و اگر از فضل او تنها به همين يك نعمت بسنده مىیكرديم، بازهم دهشِ او به ما نيكو و احسان او در حق ما جليل و فضل و كرمش بس كرامند می بود، كه روش او در قبول توبه پيشينيان نه چنين بود. ما را از هر چه فراتر از تاب و توانمان بود معاف داشت و جز به اندازه توانمان تكليف نفرمود و جز به اعمال ادامه مطلب

برچسب: صحیفه,سجادیه, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

امید برای همه آشناست امید رو همه تو عمرشون کلی شنیدن اما ... اما چندتا از ما امید رو دیدیم و حسش کردیم؟ معنا و مفهومش رو با تمام قلب و وجودمون حس کردیم؟ اصلا امید برای شما یعنی چی؟ چرا همیشه امیدواری رو تو اوج سختیها و بدبختیهامون پیدا میکنیم؟ واقعا چرا؟ چرا وقت خوشی و جیک جیک مستون ای امید رو نمیبینیم؟ وقتی یک بیمار صعب العلاج یا لاعلاج رو میبینیم که داره با همه درد دورنجی که میکشه ولی لبخند و رضادامه مطلب

برچسب: امید,چیست؟, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

طبق هر یکشنبه ، بچه های کلاس پژوهشی که اسم کلاس رو برگرفته از آیه 30 سوره نور "فانوس" گذاشته بودم رو صدا زدم.بر حسب اتفاق دانش آموزای پایه دوم ریاضی هم معلمشون نیومده بود؛ یکی از درس خوانهاشون اومد دم در کلاس اجازه خواست که بیاد سر کلاس بشینیه .(هنوز کلاس فانوس بخش تئوری رو داشت طی میکرد) باعث خوشحالی بود که یک دانش آموز دیگه از سر کنجکاوی حتی برای یک ساعت هم که شده بیاد و سر کلاس با ما باشه :) بادامه مطلب

برچسب: تجربه,کوچک, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

امروز بعد از سه ترم مرخصی از کلاس زبان(انگلیسی) ، رفتم سر کلاس..5دقیقه هم تاخیر داشتم.. استاد درس رو شروع کرد، موضوع درس به "خرید کردن و رفتن" ربط داشت! وسط کلاس استاد پرسید: اگه شما برید خرید ولی پول نداشته باشید یا پول کافی نداشته باشید چیکار میکنید؟! خب من که در ذهن خودم درحال جمله سازی بودم یکی از اونطرف کلاس گفت:"window shoping=تماشای ویترین فروشگاهها"! استاد هم حرفش رو تایید کرد،بعدش هم رفت ادامه مطلب

برچسب: فرصتهای,مُرده,کلاسهای,درسی,بهترین,استفاده,داشته,باشیم, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

نمیدونم چجوری شروع کنم!خیلی وقت میشه که اینجا پستی ننوشتم؛ درست از زمانی که سرور پلاگفا در حال جابجایی بود تا امروز... نمیدونم چرا هر وقت دلم میگیره ، نوشتن آرومم میکنه...! هنوز نتونستم معجزه قلم و آنچه که می نگارد رو بخوبی درک کنم ؛ گرچه گاهی برای خوشحال بودن از چیزی درک کردن علت و معلولیتش خیلی لازم نیست. وقتی که باهاش خوشحال باشی ، به مرور به درکش هم میرسی... در هر صورت بی حکمت نیست که خدا در کادامه مطلب

برچسب: جدید, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

وقتی نیاز داری یکی کمکت کنه و دستت و بگیره، شروع می کنی به آدمای مختلفی که دور و برت هستن فکر می کنی که به کدومشون رو بزنی که کمکت کنن... از دوستات، همکلاسیات، فامیل و ...یواش یواش تو ذهنت یه لیست بلند بالا درست میشه ... اما... اما همه رو مجبوری یکی یکی خط بزنی... و آخر اون لیست این تویی که تنهایی و یه دست دراز کرده برای طلبیدن کمک که تو فضا معلق مونده. شبا خوابت نمیبره؛ فکرت به زمین و زمان چنگ مادامه مطلب

برچسب: دنیا,زیبایی,برای,دنیا,برام,قشنگ,نیست, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

روزگار بر ما می گذرد و ما از روزگار نمی گذریم...

بر روزگار اثر می کنیم و بعدها مانند یک هنرمند که هر آثاری را پدید می آورد ، در دوره روزگار می بینیم...

برچسب: روزگار, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله النور هو المحبوب به توسل نام اعظمت به نام خدا بسمه تعالی سلام هرجور که بخوایم شروع کنیم، اول و آخرش دنبال اسم و عبارت و جمله ای از نام زیبای تو می گردیم. چقدر اسامی تو زیباست به زیبایی آسمان شب، به زیبایی پرهای رنگارنگ یک پرنده و حتی به زیبایی نگاهی که با محبت و نگرانی به چشم های من نگاه می کنه. همیشه فکر میکنم که چقدر خوبه که تو هستی؛ یعنی چقدر خوبه که همیشه بودنتادامه مطلب

برچسب: الهی,شکرت,برای,هستی, نویسنده: بهار بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:41

صفحه بندی